وقتی می روی
دیگر خبری ازت نمی شود
و
من
بینِ در
و
بینِ اختلاف دمای بیرون و درون اتاقی گیر میکنم
که
گاهی بسته می شود
از توانایی چشمان گاها الکتریکی ات
خیس و مرطوب لباس زیرم و بر زمین نیمه جان سپر فرسوده ی من خشاب اسلحه ی چوبین م حد فاصل این رفت و آمد می رفتم از راه به راه از در به در
10 comments:
از دستگیرهء در هم بگو
وقتی می روی دیگر نمی شود پیدایت کرد، چگونه با خود ببرمت وقتی که نیستی؟
گاهی نوایی
گاهی صدایی می شنوم از همین در و دیوار که مجازی اند و خود دنیایی که در آن زنده ایم.
هستی انگار!
سلام
...من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود
خانه فیلتر شد.
ما اینجا هستیم، در آدرس جدید.
http://khanehonar1.blogspot.com/
موفق باشید
خانه هنر
گاهی فاصله دنیا و آخرت را با یک حرکت چشم میشود رفت
بازگشت در کار نیست ؟؟؟
سلام. می دونی، انقدر کامنت گذاشتم و رد نشد یادم رفت چی می خواستم بگم. با اینکه خودم باگ اسپاتی هستم و مشکلاتش رو می شناسم، کامنت گیرت خیلی گیر داره. موفق باشی
من باز به روز ام
تمام من آلوده ی توست
تو محشری ای
ویرووووووووس
تمام من آلوده ی توست
تو محشری ای
ویرووووووووس
سلام دوست من
یک نظر سنجی درباره رابطه پارتنری گذاشتم اگه دوست داشتی خوشحال میشم از نطرت آگاه بشم البته دوستان دیگه هم میخونن
مایل به تبادل لینک هم بودی بگو
[گل]
Post a Comment