Sunday, November 08, 2009

پارنونگاری

خودم را ارضا میکنم از رایحه ی نمناک تعریق شده ی خودم از زیرِ بغلی که به دیوار مالیدمش

به دیوار مالیدمت

نمناک

نقطه

از تو

ویرگول

کمی

ویرگول

هِیری تَرَم

.

پس چرا اینقدر جدی خشک می شوی ؟

Friday, November 06, 2009

ناجورتراپی

من معتادم

چیزم دهن هرکی میگه این شعر نیست

.

(برا اونی که هی تو خیابونا میبینمش )

Saturday, September 26, 2009

بدست آوردنت ،...

در را که باز کردم، باد چنان میَبَرَدَم که مپرس
سی و هشت وقتِ دیگر
اعتیادِ دوباره و بیماری پاییزی ام را باران، می بارد
و
خودم را غرق می کنم در اضطرابِ این همه یِ نزدیک بودنِ هراسناکت
.
زندگی دکمه بازگشت ندارد و مرغ همسایه هم فعلا که غاز است
و
مشکل ما همواره اینه که نمی دونیم کِی، چی رو به کی گفتیم
.

Friday, February 13, 2009

3.14

وقتی می روی

دیگر خبری ازت نمی شود

و

من

بینِ در

و

بینِ اختلاف دمای بیرون و درون اتاقی گیر میکنم

که

گاهی بسته می شود

از توانایی چشمان گاها الکتریکی ات .

Sunday, September 14, 2008

مردانگي و غيرت ِ رنده شده

هنگام غرق شدن چه صدايي مي شنويم همراه با مزه مزه كردن ِِ آب ميوه ي از پس پريروز مانده اي با طعم تفاله ي تهنشين شده اعماق ِِ قوطي ِ بنفش

.

علامت ِ سوال

* اگر از ۴۱ تا ۵۰ امتياز به دست آورديد: به خود اميدوار باشيد ، ديگران شما را بانشاط، سرزنده، سرگرم كننده و جالب و جذاب مى بينند.

شما دائماً مركز توجه جمع هستيد و از تعادل رفتارى خوبى بهره مند هستيد. فردى مهربان، ملاحظه كار و فهميده به نظر مى رسيد. قادر

هستيد به موقع باعث شادى و خوشى دوستانتان شويد و اسباب هلهله و خنده آنها را فراهم كنيد و در همان شرايط و در صورت لزوم

بهترين كمك بر اعضاى گروه هستيد

.

با درصدي متغير از شباهت به يك انسا ن

يا يك جنين

به خواب ميروم

Saturday, August 09, 2008

11:17'

مالزي

تايلند

سنگاپور

سه نفر حركت

.

ايركسيون در باد

چشم چراني در اعماق ليوان ِهات چاكلت ات

هات ِهات

هي فَبيو ِلس .

كجا با اين عجله

.

با يازده قاشق و سه چنگال در يك بشقاب به تنهايي ناهار مي خوردم

آشنايي ِ ناخوانده مان و خيره شدن به پيكسلهاي سيار ي كه از همگان اتنظارش ميرود

بوي »ـإأءؤؤ.:'‹›آٍُِّْ><؛‘ة]

بوي جوليدگي ميدهد

آنگونه كه از همگان انتظارش نمي رود

Wednesday, July 23, 2008

17.25

طي كردن مسيري تكراري براي شناسايي باكره اي خياباني

كي نميشه خسته

كي تورو ميذاره

روي دو تا چشماش

.

.

استفراغ

استفراغ

.

غرق مي شوم در تخيل ي سفيد . محض

.

بادكش شدن گوش راستم بعد از سيزده ساعت بيل زدن براي پيدا كردن يك ريفيق قديمي

و

بوق ِ مليحي از الآرم يك كيت الكترونيكي ِ چك كننده ي علائم ِ حياتي انسان

كه در روشنايي ِ امروز صبح

به سادگي محو مي شود

ذهن نوشته هايي كه جارو برقي به سادگي مي بلعد

نزديك مي شوي و دور مي شوم

نزديك مي شوم و دور مي شوم

نزديك مي شود و دور مي شوم

نزديك مي شويم و دور مي شويم

نزديك مي شود و دور مي شوم

نزديك مي شود و دور مي شود

نزديك مي شوم و دور مي شوم

نزديك مي شود و دور مي شوم

نزديك مي شوم و دور مي شوم

و

تسلسل

...

كسي چيزي مي گويد

.

تو و رستوراني با طعم ادويه ي استوايي ِ شرق دور

من و بوي حياط ِ پشتي ِهتل

و

ته عطسه هايي تلخ و خشكيده ي ِ نازك

در دنيايي كه از يك ليوان يكبارمصرف كوچكتر است