خسته از پیچیدگی روابط انسانی
اسهال عجیبی داشت
هنوز پلکش میزد
کوچه خاموش
من خاموش
اسهال عجیبی داشت
هنوز پلکش میزد
کوچه خاموش
من خاموش
آرزوش شدید ترین بارون بهاری بود
(اینم برای گل روی پ...ا بدون غلط نگارشی )
خیس و مرطوب لباس زیرم و بر زمین نیمه جان سپر فرسوده ی من خشاب اسلحه ی چوبین م حد فاصل این رفت و آمد می رفتم از راه به راه از در به در
5 comments:
برای نوشتن «ژ» باید
Shift+c
رو بزنی.اینجوری
ژ
يعني اصلا ارزش نداشت يا ارزش نداشتم يا حال نداشتي يا به من مربوط نميشد؟يا همش
خوبه که به خاطر روی گل کسی کاری می کنی.
خوش به حال اون
اين چه كامنتي بود من گذاشتم؟چرا اون حرفارو نوشتم؟خودم يادم نمياد موضوع چي بوده
GOD pervades everything
Post a Comment